مادرم:
چشمان زیبا و دریایی ات را وقتی به اشک می نشیند و قطره هایش
را با مهر سجاده تقسیم میکند هرگزاز یاد نخواهم برد...
دستان مهربان و لطیفت را که بوی گلهای بهشت را در فضای وجودم
می افشاند وروحم را را سر مست و سرشتم را عطر آگین میکند
هرگز از یاد نخواهم برد...
شانه های گرمت را که همواره تگیه گاه دلتنگی ها و درد هایم بوده وهست
را هرگز از یاد نخواهم برد...
مادرم:
در این پهنای غریب زندگی محتاج کلام شیرینت هستم که باز هم چراغ مهربانی
و پاکی را برایم روشنایی بخشی.
بهترینم ای کاش لایق آن باشم که گوهری چون تورا تا ابد در سینه خسته ام
حفظ کنم ....
میدانم ..........میدانم که زیبا ترین واژه ها در مقابل روح دریایی ات
حقیر و نا چیزند....
اما باز هم میگویم ...
با تمام وجود دوستت دارم...
********************************************
امروز سالروز تولد خوشبو ترین گل زندگی.....مامان نازنینمه![]()
این شعر هم تقدیم به به مناسبت تولدش...
مامانی هدیه من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
مامانی دوست دارم تولدت مبارک....
(اینم تحریف تو شعری که اندی خونده
)
سلام دوستان عزیز:
ممنونم که تا این حد به من لطف دارین و
خیلی هاتون هم دیر آپ کردنمو گوشزد کردین
اما این روزا بدجوری سرم شلوغه که اجازه
آپیدن نمیده....
و فقط وقت میکنم که تا حدی محبتای شمارو
جبران کنم و پیشتون بیام....
اینم آپ امروز که امیدوارم ارزش اومدن شما
عزیزانو داشته باشه....
**********************************************
پناهنده عشق:
باز هم هوای دلم ابری وچشمانم بارانی ست....
بازهم نغمه پرستوهای عاشق زمزمه لبانم گشته و
باز هم حسرت نگاه پر مهرت بر روحم سنگینی میکند...
نمیتوانم.......باز هم نمیتوانم....
فریادی خاموش را در سینه محبوس کردم و نمیتوانم
سکوت مرگبار وجودم را بشکنم....
بار خدایا:
باز هم در پس این ناامیدی ها به تو پناه می برم....
تویی که... مرهم قلبهای زخم خورده ایی...
و تویی که وجودم در وجودت معنا میشود...
پروردگارا...
باز هم یاری ام ده...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت....
التماس دعا
خدایا:
چه حسرت انگیز است لحظه های تنهایی
قلبهایی که بی ریا می شکنند و سنگ صبوری ندارند
مدام بر آسمان نیلگون انتظار چنگ می زنم
و قصه های کهنه دلتنگی را مرور میکنم.........
تهی میشوم آن جا که دیگر قناری ها خواندن را
از یادبرده اند...... و
آنجا که قلبها نیز به یکدیگر بیگانه اند......
معبودا....
زندگی چقدر غریب و حقیر است.....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مسافر...
کسی کو تا که رازم را بگویم
گناهم را به اشک خود بشویم
و او هم رفته تا در غربتی سرد
میان باغ پاییزی برویم
نمی دانم چرا اما گمان کرد
که جایش را کس دیگر گرفته
چرا پنداشت از این قلب خسته
وفا و مهربانی پر گرفته
ولی این بار اگر چشمش بیفتد
به من آن آشنای آسمانی
به او این بار میگویم مسافر
الهی بیایی و بمانی......
مهدی جان بیا که جهان در انتظار توست.....
در این تردید بی پایان منو چشمان بارانی
دلی همرنگ دریاها دلی پر شور و طوفانی
منم محتاج چشمانت که روشن مثل مهتاب است
وتو در تیرگی هایم چنان خورشید تابانی
منم مثل کویری خشک
تویی سر سبز چون باران
بیا آسوده کن دل را از افکار پریشانی
اگر روزی بیایی تو شود سر سبز جان من
چراغان میشود قلبم
تو این را خوب می دانی........
**************************************
دوستان خوبم یه تشکر به همتون بدهکارم به خاطر
لطفی که تا به حال به من داشتید و....
عید همتون مبارک
ای که دستانت پناه سبز عشق
وی نگاهت جلوه گاه سبز عشق
آسمانی باش چون آفاق نور
هر کرانت تکیه گاه سبز عشق
ابتدایت جاده تصمیم من
انتهایت شاهراه سبز عشق
حرفهای روشنت تفسیر راز
در سرای دل گواه سبز عشق
با طلوعت بغض دل وا میشود
پیش رویم ای پگاه سبز عشق
در هوایی مملو از دلبستگی
عاشقی یعنی : گناه سبز عشق
صدای سبز حیات را پشت نفس های عاطفه می شنوم
و خیالم را در غبار زمان کوچ داده ام .
با زوال زمان پشت پنجره های خواب لحظه ها را شماره
می زنم تا سوختن شمعی را نظاره کنم.
مشتاقانه خانه وجودم را برایت تزئین کرده ام و عاشقانه
چشم به راهت نشسته ام...
کاش می توانستم ندای قلبم را به باد بسپارم و تهی
شوم از وجود حرفهای به جا مانده.........
منتظرم چه کنم؟؟
عشق یعنی.........سجده ها با چشم تر
عشق یعنی......... سر به دار آویختن
عشق یعنی......... دیده بر درد دوختن
عشق یعنی........ در فراغش سوختن
عشق یعنی........ لحظه های التهاب
عشق یعنی........لحظه های ناب ناب
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع
از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت گمشدن
در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان
در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در
آبادی عشق
مادرم....
دوستت دارم
عاشقانه
عارفانه
عاقلانه
خالصانه
صادقانه
بی بهانه
بی نهایت
تاقیامت
کاش ای تنها امید زندگی
میتوانستم فراموشت کنم
یا شبی در آتش سوزان عشق
در نهیب سینه خاموشت کنم
کاش احساس نیاز دیدنت
از وجودم چون وجودت دور بود
یا که من هرگز نمی دیدمت
یا که آن روز چشمانم کور بود ![]()
دیدم که تو دریایی و من رود شدم
در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز که در آتش عشق افتادم
سر سبز تر از آتش نمرود شدم
به زیبایی گل سرخ او فرشته بود نجیب بود نفس
نسترنهای سوخته را خوب می فهمید
پیشانی اش زایشگاه هزار آفتاب برنیامده بود
او فقط او بود
چشم دل دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو سخت گران است هنوز
انقدر مهرو وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
عمر فرصتی است برای عاشقی و خلوت با خالق معشوق ها![]()
سنم در حال بالا رفتن از نردبان زندگی است ومن هم به دنبالش مشغول
پیمودن تک تک ثانیه ها![]()
شکست نامی است که با بدبینی روی بعضی از تجربه هایمان می گذاریم![]()
زیبایی موفقیت ها در فزونی سختی ها مشخص میشود![]()
با کاشتن خنده روی صورتم محصول شادی برداشت می کنم![]()
افراد مغرور گرانقیمت ترین عینک را برای چشمهای نابینای خود می خرند![]()



